معنی چیرهبند
5 بازدید
[ رَ / رِ بَ ] (ص مرکب) دستاربند. (آنندراج) (ناظم الاطباء): عجب نیست از سرو بالابلند که از عشق پیچان شود چیره بند. طغرا (از آنندراج). || به اصطلاح رقاصان هند زنی را گویند که به تقلید امردان چیره بر سر بندد و رقص کند. || باکره و دوشیزه. (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «چیرهبند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر