معنی چیرهبازو
6 بازدید
[ رَ / رِ ] (ص مرکب) توانا. قادر: بداد و دهش چیره بازو بود جهانبخش بی همترازو بود.نظامی.
کلمات همقافیه با «چیرهبازو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زو» برای سرودن شعر