معنی چوبسای
4 بازدید
(نف مرکب) سایندهٔ چوب. که چوب ساید. || (اِ مرکب) سوهان. (مهذب الاسماء). سفن. مسفن. (ملخص اللغات حسن خطیب). (در اصطلاح نجاران) سوهانی خشن که درشت تر از سوهان های دیگرست و بدان چوب سایند. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «چوبسای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر