معنی چوبسرخ
4 بازدید
[ سُ ] (اِ مرکب) بقم. (ناظم الاطباء). چوبی است سرخ که چیزها بدان سرخ کنند. (یادداشت مؤلف).[ سُ ] (اِخ) دره ای است که در خوزستان، واقع شده است.[ سُ ] (اِخ) دهی است از دهستان تل بزان بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز که در ۱۹ هزارگزی جنوب خاوری مسجد سلیمان سر راه شوسهٔ شرکت نفت واقع است. کوهستانی و گرمسیر است. ۲۰۰ تن سکنه دارد. از لولهٔ شرکت نفت و رود کارون مشروب میشود. از محصولاتش غلات و لبنیات است. اهالی بیشتر کارگر شرکت نفت اند و زراعت و گله داری میکنند. راهش اتومبیل رو است و چاه نفت دارد. ساکنینش از طایفهٔ هفت لنگ بختیاری اند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «چوبسرخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رخ» برای سرودن شعر