معنی چهره ساختن
7 بازدید
[ چِ رَ / رِ تَ ] (مص مرکب) صورت کشیدن. نقاشی کردن. صورتگری کردن. چهره پرداختن. رخسازی کردن. منظره ساختن. || روبرو کردن. مقابل کردن. مواجهه دادن.
کلمات همقافیه با «چهره ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر