معنی چهارچشم شدن
6 بازدید
[ چَ / چِ چَ / چِ شُ دَ ] (مص مرکب) کنایه است از به دقت در کسی یا چیزی نگاه کردن. کنجکاوانه به بررسی چیزی پرداختن. با کنجکاوی فراوان به کسی یا چیزی نگریستن : صدر جهان محمد اسعد که سوی او اقبال را شده ست ز جودش چهارچشم. هروی مروزی. رجوع به چارچشم شدن شود.
کلمات همقافیه با «چهارچشم شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر