معنی چهارچشمه
4 بازدید
[ چَ چَ مِ ] (اِخ) مزرعه ای است از تویسرکان جدیدالبناء از متعلقات کاوکران. آب در آنجا کم است. از شکاف کمری بقدر یک لولهٔ آفتابه آب جاری بوده است و این آب از چهار سوراخ بیرون می آمده بنابراین استخری بستند و نام او را چهارچشمه گذاشتند. در زیر استخر چهار جریب باغ بعمل آورده اند. (از مرآت البلدان ج ۴ ص ۲۹۸).[ چَ چَ مِ ] (اِخ) دهی است از دهستان کلیائی بخش اسدآباد شهرستان همدان. ۱۷۰ تن سکنه دارد. از قنات آبیاری میشود. محصولش غلات و صیفی است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان از قبیل قالی بافی میباشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).[ چَ چَ مِ ] (اِخ) دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد. ۱۶۳۷ تن سکنه دارد. از قنات و چاه آبیاری میشود، محصولش غلات، لبنیات، پنبه و چغندر است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی زنان میباشد. دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ چَ چَ مِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان تبادگان بخش حومهٔ شهرستان مشهد. از قنات آبیاری میشود. محصولش غلات و بنشن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «چهارچشمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر