معنی چهارچشم
8 بازدید
[ چَ / چِ چَ / چِ ] (ص مرکب) که چشم چهار دارد. || بسیار مشتاق و منتظر و مراقب: چهار چشم (چهار چشمه) آن را می پایید؛ به دقت مراقب او بود. || صفت سگ نیز واقع شود. مُعَیَّن؛ سگ چهارچشم. (مهذب الاسماء). رجوع به چارچشم شود.
کلمات همقافیه با «چهارچشم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شم» برای سرودن شعر