معنی چهارقد ایستادن
5 بازدید
[ چَ / چِ قَ دَ ] (مص مرکب) راست و به اندام ایستادن.
کلمات همقافیه با «چهارقد ایستادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر