معنی چهاررگ
6 بازدید
[ چَ رَ ] (اِ مرکب) نام دو رگ در لب زبرین و دو رگ در لب زیرین باشد و فصد آن در بیماریهای دهان و لثه سود دارد. (بحر الجواهر): ان کانت المادة فضلة حارة (فی امراض اللثة) استعمل الاستفراغ و فصد الجهاررک. (قانون ابوعلی سینا کتاب سیم ص ۱۰۰). و معرب آن جهاررک است: و هی عروق اربعه علی کل شفة منها زوج. (قانون ابوعلی سینا کتاب اول ص ۱۳۴).
کلمات همقافیه با «چهاررگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رگ» برای سرودن شعر