معنی چهاررکن
5 بازدید
[ چَ / چِ رُ ] (اِ مرکب) ارکان اربعه. پایه های چهارگانه. || عناصر چهارگانه. چهارآخشیج. آب و آتش و باد و خاک. || چهارطبع. طبایع اربعه. || دو دست و دو پا. - چهاررکن کعبه؛ منار شامی و یمانی و عراقی و حجرالاسود. و این چهار از ارکان کعبه است. (غیاث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء): خانهٔ کعبه به میان مسجدست مربع طولانی، که طولش از شمال به جنوب است و عرضش از مشرق به مغرب، و طولش سی ارش است و عرض شانزده و در خانه سوی مشرق است و چون در خانه روند، رکن عراقی بر دست راست باشد و رکن حجرالاسود بر دست چپ و رکن مغربی جنوبی را رکن یمانی گویند. و رکن شمال مغربی را رکن شامی گویند و حجرالاسود در گوشهٔ دیوار به سنگی بزرگ ترکیب کرده اند و در آنجا نشانده چنانکه چون مردی تمام قد بایستد با سینهٔ او مقابل باشد. (سفرنامهٔ ناصرخسرو چ دبیرسیاقی صص ۹۵-۹۴). - چهاررکن مناسک؛ مسح، طواف، سعی و حلق در مناسک حج.
کلمات همقافیه با «چهاررکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر