معنی چهارروزه
5 بازدید
[ چَ / چِ زَ / زِ ] (ص نسبی) مجازاً به معنی زودگذر و ناپایدار که بس نپاید و به درازا نکشد. سپنجی. - چهارروزهٔ عمر یا عمر چهارروزه؛ عمر زودگذر. - دنیای چهارروزه؛ دنیای ناپایدار. جهان گذران.
کلمات همقافیه با «چهارروزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر