معنی چهارزانو
48 بازدید
[ چَ / چِ ] (اِ مرکب) نوعی از نشستن است. مربع نشینی. قرار گرفتن روی زمین به کیفیتی که هر دو ساق پا به جانب داخل خم و با یکدیگر متقاطع گردند و سر زانوان به جانب بیرون متمایل باشند و کف پا در زیر آن واقع شود: گفتا منشین چهارزانو کآن هست نشانهٔ تکبر ننشستند جز دو زانو نیکوادبان و مردم حر گفتم چه ادب کدام حری بشنو ز من این حقیقت مر آموخته ایم این ادب را ما از عرب و عرب ز اشتر.دهخدا. رجوع به چارزانو شود.
کلمات همقافیه با «چهارزانو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نو» برای سرودن شعر