معنی چارگوش
5 بازدید
(ص مرکب، اِ مرکب) چهارگوش. چارگوشه ای. چهارضلعی. دارای چهارضلع. مربع. چارزاویه ای. دارای چهارزاویه. سطحی که اضلاع آن مساوی و زوایای آن عمود بر یکدیگر باشند. رجوع به چارگوشه و چهارگوشه شود.
کلمات همقافیه با «چارگوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر