معنی چارگهر
4 بازدید
[ گُ هَ ] (اِ مرکب) چارگوهر. چار عنصر. چارآخشیج. عناصر اربعه. آب و خاک و باد و آتش : پسری چون تو نزادند در این شش روزن هفت سیاره و نه دایره و چارگهر.سنایی. پیر حکمت نه پیر هفت اختر پیر ملت نه پیر چارگهر.سنایی. بر هفت خزانه در گشاده بر چارگهر قدم نهاده.نظامی. و رجوع به چارگوهر و چهارگوهر شود.
کلمات همقافیه با «چارگهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر