معنی پیش گردیدن
5 بازدید
[ گَ دی دَ ] (مص مرکب) بسته شدن در یک لتی. بهم فراز آمدن هر دو مصراع در دولختی. || سابق آمدن. سبق بردن. انزهاق. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «پیش گردیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر