معنی پیش گذاشتن
5 بازدید
[ گُ تَ ] (مص مرکب) برابر گذاشتن. نزدیک قرار دادن. روبروی نهادن. || گذاشتن که بحضور رود. بار دادن. گذاشتن که بر شخص درآید: و باز آمد از پس دیگر روز هیچکس را پیش نگذاشتند که رنجورتر شده. (قصص الانبیاء ص ۲۳۹).
کلمات همقافیه با «پیش گذاشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر