معنی پیش دست
4 بازدید
[ شِ دَ ] (ق مرکب) مقابل. روبرو. نزدیک. برابر: خواجه بر راست امیر بود و بونصر پیش دست امیر بود. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «پیش دست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر