معنی پیش دندان
3 بازدید
[ دَ ] (اِ مرکب) دندان پیش. دندان مقدم بر دیگر دندانها. || طعام اندک که قبل از خوراک خورند. چیزی که نهار بدان شکنند. (غیاث): هزار توبره بنگ و هزار قاص افیون کم است بهر یکی لمحه پیش دندانش. شفائی (از فرهنگ نظام). || پیشخورد. (مجموعهٔ مترادفات ص ۸).
کلمات همقافیه با «پیش دندان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر