معنی پیش درآمدن
5 بازدید
[ دَ مَ دَ ] (مص مرکب) درآمدن مقدم بر... صری. زلجان. استقدام. تقدیم. هداء. فروط. انکلاس. ادرنفاق. ازرف الرجل؛ پیش درآمد. زلیف؛ پیش درآمدن در کارزار. اندراع؛ پیش درآمدن مرد. تغون؛ پیش درآمدن و شجاعت نمودن در جنگ. (منتهی الارب). - از پیش کسی درآمدن؛ بحمایت او برخاستن.
کلمات همقافیه با «پیش درآمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر