معنی پیش در کردن
4 بازدید
[ دَ کَ دَ ] (مص مرکب) پیش کردن. در پیش کردن. جلو انداختن : او چو خاشاک سایه پرورده سیلش از کوه پیش در کرده.نظامی.
کلمات همقافیه با «پیش در کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر