معنی پیسونل
6 بازدید
[ پِ سُ نِ ] (اِخ) نام منشی اول سفارت فرانسه در استانبول بسال ۱۷۴۰ م. وی بعدها کنسول ازمیر شد و به این مناسبت آناطولی را گشت و برخی از آثار عتیقه را کشف نمود و سیاحت نامه ای محتوی بر حقایقی بسیار دربارهٔ این سرزمین نگاشت. (قاموس الاعلام ترکی).[ پِ سُ نِ ] (اِخ) پسر پیسونل کنسول فرانسه در ازمیر. وی جانشین پدر گردید و دربارهٔ اقوام و طوایف ساکن سواحل دانوب و دریای سیاه کتابی محتوی بر تحقیقاتی عمیق نگاشت. (قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «پیسونل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نل» برای سرودن شعر