معنی پیسوز
5 بازدید
(نف مرکب) سوزندهٔ پی (پیه). || (اِ مرکب) پیه سوز. چراغی که در آن چربی (پیه) و فتیله بکار برند. قسمی چراغ. جنسی از شمع که در آن پیه سوزند: عدوی تو پیوسته دلسوز باد چو پی سوز اندر دلش سوز باد. (از شرفنامه). رجوع به پیه سوز شود.
کلمات همقافیه با «پیسوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر