معنی پچکم
5 بازدید
[ پِ کَ ] (اِ) پشکم. (جهانگیری). خانهٔ تابستانی. غرد. (فرهنگ اسدی نسخهٔ نخجوانی). خانهٔ تابستانی که شبکه کرده باشند. (رشیدی). بارگاه و ایوان و صفه. (برهان). طرز. ترد. (فرهنگ اسدی نسخهٔ نخجوانی). خانه ای که همه سوی آن در و پنجره باشد: از تو حالی نگارخانهٔ چشم فرش دیبا کشیده بر پچکم.رودکی. هزاران بدو اندرون طاق و خم به پچکم درش نقش باغ ارم.عنصری. رشیدی گوید و بعضی [ این لفظ را ] پیکم گفته اند... و ظاهراً شین را به تصحیف یا خوانده اند. || گرگ. ذئب. (برهان). و رجوع به بجکم شود.
کلمات همقافیه با «پچکم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کم» برای سرودن شعر