معنی پچل
3 بازدید
[ پَ چَ ] (ص) آنکه پیوسته تن و لباس ملوث دارد. || شلَخته. پِنتی. دَنس. پلشت. قَذر. || قبیح. قبیحه. هجین. مستهجن. خبیث. || چرک.
کلمات همقافیه با «پچل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چل» برای سرودن شعر