معنی پوست واشده
6 بازدید
[ شُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) پوست برکنده شده. از پوست برآمده. پوست به یک سوی شده. پوست بازشده.
کلمات همقافیه با «پوست واشده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر