معنی پوست واکردن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) پوست بازکردن. پوست کندن. رجوع به پوست بازکردن شود. تقرف؛ پوست وا کرده شدن جراحت.
کلمات همقافیه با «پوست واکردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر