معنی پوست ماری
5 بازدید
[ تِ ] (ص نسبی مرکب) منسوب به پوست مار. || نوعی قماش. قسمی جامهٔ سخت تنک و مانندهٔ پوست مار که زنان از آن چارقد کردندی. || (کفش یا پارچه ...) چون پوست مار، برنگ یا بنازکی و سختی.[ تِ ] (ص نسبی مرکب) منسوب به پوست مار. || نوعی قماش. قسمی جامهٔ سخت تنک و مانندهٔ پوست مار که زنان از آن چارقد کردندی. || (کفش یا پارچه ...) چون پوست مار، برنگ یا بنازکی و سختی.
کلمات همقافیه با «پوست ماری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر