معنی پوستگاله
5 بازدید
[ لَ / لِ ] (اِ مرکب) پوستگال : دوستی کز پی پیاله کنند بدل دنبه پوستگاله کنند.سنائی. و ایمان بزرگ آب است ... ولیکن این خاشاک وسوسه ها و پوستگاله ها و چرم پاره ها و تخته و بوریا پاره های غفلت چندانی جمع میشود، نزدیک است این آب روشن ایمان را نبینی. (کتاب المعارف). رجوع به پوستگال شود.
کلمات همقافیه با «پوستگاله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر