معنی پوزش انگیختن
6 بازدید
[ زِ اَ تَ ] (مص مرکب) پوزش آوردن : سران سپه پوزش انگیختند همه در قفایش درآویختند.امیرخسرو. رجوع به پوزش شود.
کلمات همقافیه با «پوزش انگیختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر