معنی پوزش بردن
7 بازدید
[ زِ بُ دَ ] (مص مرکب) پوزش کردن : بنزدیک یزدان چه پوزش برم بد آید ز کار پدر بر سرم.فردوسی. و رجوع به پوزش شود.
کلمات همقافیه با «پوزش بردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر