معنی پوزش اندرگرفتن
6 بازدید
[ زِ اَ دَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب) پوزش آغازیدن : شهنشاه را شاد در بر گرفت وز آن گفته ها پوزش اندرگرفت.فردوسی. و رجوع به پوزش شود.
کلمات همقافیه با «پوزش اندرگرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر