معنی پهنپا
5 بازدید
[ پَ ] (ص مرکب) پهن پای. که پایی پهن دارد: رجلٌ شرداخ القدم و شرداحُ القدم؛ مرد سطبر پهن پای. (منتهی الارب). || (اِ مرکب) اشتر. شتر.
کلمات همقافیه با «پهنپا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پا» برای سرودن شعر