معنی پهنپشت
7 بازدید
[ پَ پُ ] (ص مرکب) که پشتی فراخ و با پهنا دارد.آنکه دارای پشت عریض است. اثبج. (تاج المصادر): سخت پای و ضخم ران و راست دست و گردسم تیزگوش و پهن پشت و نرم چرم و خردموی. منوچهری. تیزگوشی پهن پشتی ابلقی گردسمی خردمویی فربهی.منوچهری.
کلمات همقافیه با «پهنپشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر