معنی پهنبر
5 بازدید
[ پَ بَ ] (ص مرکب) پهن اندام. پهن تن : صیادی سگی معلم داشت، ازین پهن بری، باریک ساقی. (سندبادنامه چ استانبول ص ۲۰۰).
کلمات همقافیه با «پهنبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر