معنی پهنبازو
6 بازدید
[ پَ ] (ص مرکب) دارای بازویی پهن و ضخم: رجلٌ شبح الذراعین و مشبوح الذراعین؛ مرد پهن بازو. (منتهی الارب). شباحة؛ پهن بازو گردیدن.
کلمات همقافیه با «پهنبازو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زو» برای سرودن شعر