معنی پشت به پشت دادن
7 بازدید
[ پُ بِ پُ دَ ] (مص مرکب) یا پشت به پشت هم دادن یا پشت به پشت آوردن یا پشت پشت آوردن یا پشت پشت دادن یا پشت بر پشت آوردن؛ در انجام کاری بیکدیگر یاری دادن. متحد شدن. اتفاق کردن. اتحاد کردن. مظاهرت. معاضدت. مساعدت : اگر پشت یکسر به پشت آورید بر و بوم ایشان به مشت آورید.فردوسی. ز دانا تو نشنیدی این داستان که برگوید از گفتهٔ باستان که گر دو برادر دهد پشت پشت تن کوه را باد ماند به مشت.فردوسی. بکوشید و با پشت پشت آورید مگر بخت روشن به مشت آورید.فردوسی. بکین پدر پشت پشت آوریم مگر دشمنان را به مشت آوریم.فردوسی. همه یکسره پشت پشت آوریم مگر نام رفته به مشت آوریم.فردوسی. شمایان پشت بر پشت آرید و چنان کنید که مرگ من امشب و فردا پنهان ماند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۵۶). اگر... در تدارک این کار پشت در پشت نیارید وکیل دریا را جرأت افزاید. (کلیله و دمنه).
کلمات همقافیه با «پشت به پشت دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر