معنی پرماس
7 بازدید
[ پَ ] (اِ) خلاص و نجات. (برهان) (جهانگیری). رهائی : بعدل او بود از جور بدکنش رستن بخیل او بود از شرّ دشمنان پرماس. ناصرخسرو (از جهانگیری).
کلمات همقافیه با «پرماس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر