معنی پرماسش
6 بازدید
[ پَ سِ ] (اِمص) لمس. لامسه. ببساوش. بساوش. پرواس. جَس. و رجوع به پرماسیدن شود.
کلمات همقافیه با «پرماسش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سش» برای سرودن شعر