معنی پردخت گشتن
4 بازدید
[ پَ دَ گَ تَ ] (مص مرکب) فارغ شدن : هر آنگه که پردخت گشتی ز کار ز داد و دهش وز می و کارزار...فردوسی.
کلمات همقافیه با «پردخت گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر