معنی پرخم
12 بازدید
[ پَ خَ ] (ص) درهم. پریشان. (از شعوری بنقل از محمودی).[ پُ خَ ] (ص مرکب) پر ماز. پر شکن. پر پیچ. پرتاب. خم اندر خم : آویختی آفتاب را دوش از سلسله های جعد پرخم.خاقانی. || کنایه است از مبالغه در تحریرات دلاویز موسیقی. (غیاث اللغات بنقل از شرح خاقانی) (؟).
کلمات همقافیه با «پرخم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خم» برای سرودن شعر