معنی پذرفتگاری
5 بازدید
[ پِ رُ ] (حامص مرکب) قبول. پذرفتاری : از زبان عبدالملک بن نوح پذرفتگاریها کردند و بوفور رعایت و مزید عنایت موعود گردانیدند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). || در بیت ذیل این کلمه آمده و چنین مینماید که بمعنی دعا و آفرین و درود یا اعتذار و معذرت باشد: درودت باد شهرو از شهنشاه ز داماد نکوبخت نکوخواه درودت با بسی پذرفتگاری بشاهی و مهی و کامگاری. فخرالدین اسعد (ویس و رامین ص ۴۶).
کلمات همقافیه با «پذرفتگاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر