معنی پای افشاری کردن
6 بازدید
[ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) پافشردن. پای افشردن. استقامت. پایداری.
کلمات همقافیه با «پای افشاری کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر