معنی پای آگیش
5 بازدید
(اِمص مرکب) آویختن بود بچیزی. (صحاح الفرس). || (نف مرکب) آنکه بپای آویزد. آنکه بپای پیچد. پای آویز. پای آهنج. پای پیچ. || مجازاً، ناگزیر. محتوم : توشهٔ جان خویش ازو بردارپیش کایدت مرگ پای آگیش.رودکی.
کلمات همقافیه با «پای آگیش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر