معنی پایمالی کردن
7 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) درنگ کردن و تعلّل : چو دشمن دشمنی را کرد پیدا نشاید نیز کردن پایمالی.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «پایمالی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر