معنی پایسته
5 بازدید
[ یِ تَ / تِ ] (ن مف) بقا کرده و پاینده و دائمی را گویند. (برهان). باقی. دائم. پیوسته : پایسته چون بود پسرا دنیا چون نیست او نشسته و پابسته.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «پایسته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر