معنی پایسنگ
6 بازدید
[ سَ ] (اِ مرکب) معیار. (مهذب الاسماء). || آنچه برای تساوی دو کفه در ترازو نهند. (فرهنگ رشیدی). پارسنگ : لیک در میزان حلمت کم بود از پای سنگ. کاتبی (از فرهنگ رشیدی). و رجوع به پاسنگ و پارسنگ شود.
کلمات همقافیه با «پایسنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر