معنی پایداره
4 بازدید
[ رَ / رِ ] (ص مرکب) مددکار. یاری دهنده. (برهان). پایمرد. (جهانگیری) (رشیدی) (برهان): زهی مودت تو پایدارهٔ اقبال زهی عداوت تو دست موزهٔ حرمان. رضی الدین نیشابوری (از فرهنگ جهانگیری).
کلمات همقافیه با «پایداره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر