معنی پایدار ماندن
6 بازدید
[ دَ ] (مص مرکب) باقی ماندن. بر قرار ماندن. ثابت ماندن : نماند کسی در جهان پایدار همه نام نیکو بود یادگار.فردوسی. شما را خماند همان روزگار نماند خماننده هم پایدار.فردوسی
کلمات همقافیه با «پایدار ماندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر