معنی ول کردن
6 بازدید
[ وِ کَ دَ ] (مص مرکب) در تداول، ول دادن. سر دادن. رها کردن. آزاد کردن. || از دست نهادن. || ترک گفتن. ادامه ندادن. - ولش کردن؛ در تداول، ول کردن. رها کردن. آزاد گذاردن.
کلمات همقافیه با «ول کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر